آگاهي






![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

جناب آقای میر حسین موسوی
سلام علیکم؛
اینجانب علی حسینی، خبرنگار سایت الف مدت ۳۰ روز است از طرف سردبیرم ماموریت یافتهام از شما برای حضور در بخش “مهمان ویژه ” این سایت تحلیلی خبری دعوت کنم.
میر حسین موسوی
در این مدت با همه تلفن های ثابت و همراهی که ممکن بود دسترسی به شما را ممکن کند، تماس گرفتم. دعوتنامه الف را به همه شماره های نمابری که از شما موجود بود، ارسال کردم. از دوستانتان آقایان بهزادیان نژاد، تابش و علیرضا بهشتی خواهش شد که شما را برای پذیرش این دعوت متقاعد کنند. برخی از این برادران تلاش هم کردند ولی موفق نشدند. به همین دلیل هم این نامه را سرگشاده منتشر می کنم تا بلکه به دست شما برسد و با قبول این دعوت، در بخش “مهمان ویژه الف” شرکت و به سوالات ارسالی بینندگان ما پاسخ فرمایید. اگر این دعوت را قبول فرمایید، این امکان را خواهید داشت تا سوال های رسیده را انتخاب و ویرایش فرمایید. آقای دکتر بهزادیان نژاد پیش از انتخابات با قبول این دعوت، به بسیاری از سوالات و ابهامات درباره عملکرد ستاد انتخاباتی شما پاسخ دادند.
اگر فرصت پاسخگویی به سوالات بینندگان الف را ندارید یا این دعوت را رد می کنید، خواهش می کنم اجازه فرمایید برای مصاحبهای کوتاه خدمت برسم. اگر برای این کار هم فرصت ندارید یا مصاحبه حضوری را مصلحت نمی دانید، خواهش میکنم حداقل به این ۷ سوال زیر بصورت کتبی پاسخ فرمایید:
۱٫ شما حدود ساعت ۲۱ جمعه ۲۲ خرداد، در حضور خبرنگاران خود را صریحا پیروز این انتخابات معرفی کردید. در شرایطی که هنوز رای گیری جریان داشت و صندوقی شمارش نشده بود، چطور از نتیجه انتخابات مطلع و مطمئن بودید؟
۲٫ هزینه های ستادهای انتخاباتی شما (از جمله تهیه هزاران قطعه مانتوی سبز و کرایه هواپیماهای اختصاصی در سفرهای تبلیغاتی تان) از چه محلی و توسط چه کسانی تامین میشد؟
۳٫ منظور دقیق شما از اصطلاح “صحنه آرایی و شعبده بازی” در توصیف انتخابات ۲۲ خرداد چه بود؟ فرایند این شعبده بازی چگونه بود و توسط چه کسانی و کجا انجام شد؟ در چه تعداد صندوق؟
۴٫ اگر رهبر انقلاب خواست شما را برای ابطال انتخابات (درمسیری غیر از قانون) قبول می کردند، پاسخ اعتراض طرفداران نامزد پیروز (هرچقدر که باشند) را چه کسی می داد؟ اگر در انتخابات مجدد شما پیروز می شدید و این بار طرفداران رقیبتان به خیابانها می ریختند و تقاضای ابطال نتیجه و تکرار رای گیری را می کردند، تکلیف چه بود؟
۵٫ اصلی ترین دلیل شما برای ابطال انتخابات، حمایت برخی از اعضای شورای نگهبان از رقیبتان و پرداخت سهام عدالت و افزایش حقوق بازنشستگان و… بود. همه این کارها که پیش از اعلام حضور شما در انتخابات انجام شده بود و شما قاعدتا از آنها خبر داشته اید، با این وجود چرا در انتخاباتی که آنرا ناعادلانه می دانستید نامزد شدید؟ و چرا این بی عدالتی را بعد از اعلام نتیجه علم کردید؟
۶٫ چرا بعد از اعلام نتایج و اعتراضتان به نتیجه انتخابات، دعوت صداسیما را برای انجام مصاحبه یا مناظره قبول نکردید؟
۷٫ چرا به دعوت شورای نگهبان برای بررسی اعتراضتان جواب رد دادید و برای نظارت بر بازشماری تصادفی صندوقها نماندهای معرفی نکردید؟
امیدوارم دعوت الف را قبول و در بخش مهمان ویژه به سوالات بینندگان پاسخ فرمایید و یا حداقل به سوالات فوق پاسخ های منطقی و قانع کننده ارسال فرمایید.
هدف ما از این کار، شفاف شدن مواضع شما، رفع سوء تفاهم ها درباره عملکرد شما و رفع کدورتهای موجود و ایجاد همدلی و مودت میان طرفداران شما و طرفداران سایر نامزدها است. ان شاء الله با قبول این دعوت به تحقق این هدف کمک خواهید فرمود.
با احترام
۲۳ تیرماه ۱۳۸۸

همه ميدانند كه وقتي تيري به قلب ميخورد يا چاقو يا تصادف هيچ گاه خون از دهن و دماغ بيرون نمي آيد مگر اينكه ضربه مغزي و تير به سر فردي بخورد اما اين صحنه با فشار دكتر بر مكان تير خورده سبب بيرون امدن خون از دماغ و دهن نداي عزيز شد و اما...
در حالی که موضوع قتل ندا آقاسلطان در اغتشاشات اخیر تهران به مرکز توجه رسانه های خارجی تبدیل شده و تلاش گسترده ای در جریان است تا با انتشار تصاویر قتل وی و متهم کردن نیروهای امنیتی کشورمان در این ماجرا به سیاه نمایی اوضاع ایران دامن زده شود. موج جدید سوء استفاده از این موضوع از سوی برخی اشخاص با هدف بهره برداریهای شخصی و متاسفانه کسب شهرت و فراهم کردن برخی امتیازات از جمله روادید و پناهندگی سیاسی در حال شکل گیری است.
در این میان شخصی به نام دکتر آرش حجازی که در حال تحصیل در انگلیس است، مدعی حضور در صحنه قتل ندا شده و خود را بعنوان پزشک بالای سر ندا معرفی کرده و در گفتگو با رسانه های غربی تلاش می کند برخلاف شواهد امر که سناریو و ساختگی بودن ماجرای قتل ندا آقاسلطان را اثبات می کند، با بازگویی روایتی متفاوت از این ماجرا، تیراندازی نیروهای امنیتی را عامل مرگ ندا معرفی کند.
وی که حضورش در ایران و باز گشتش به انگلیس کاملاً مشکوک به نظر می رسد مدعی شده که ضارب ندا فردی بسیجی است که انها وی را دستگیر و خلع سلاح و پس از گرفتن کارت شناسایی او را رها کردند.
این ادعا در حالی مطرح می شود که تا کنون تصویر چنین کارتی از سوی هیچ یک از رسانه های غربی که مترصد سوءاستفاده از چنین موضوعاتی برای ضربه زدن به کشورمان هستند، منتشر نشده است. اگرچه در روزهای آتی ارایه چنین کارت شناسایی جعلی همانند نامه جعلی وزیر کشور به رهبری دور از ذهن نخواهد بود.
در عین حال آشوبگرانی که در حمله به نیروهای بسیجی و پلیس از بکارگیری هیچ گونه سلاح گرم و سردی دریغ نمی کنند و جانبازشیمیایی با 18 ضربه چاقو از حمله اغتشاشگران در امان نماند چگونه است که براحتی پس از خلع سلاح و گرفتن کارت شناسایی فرد بسیجی از خون وی می گذرند.
در چند روز اخیر بسیاری از افراد فرصت طلب تلاش دارند از آب گل آلود تحولات چند هفته اخیر تهران و موضوع مرگ ندا ماهی بگیرند بطوری که رسانه های خارجی تاکنون با افراد مختلفی بعنوان نامزد، پدر، همسایه، دوست خانوادگی، پزشک بالای سر ندا، راننده خودروی حامل جنازه ندا، کسی که ندا در دستانش جان داد و غیره گفتگو و مصاحبه کرده اند و این طریق تلاش کردند تا با بزرگنمایی موضوع، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مسبب مرگ ندا در جهان معرفی کنند. هر چند حضور این همه افراد بویژه یک پزشک در بالای سر ندا همزمان با اصابت گلوله و تصاویر قبل و بعد از مرگ ندا گویای یک سناریوی از پیش طراحی شده است.